آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه » مهم ترین خبرها » عوامل هویت بخش معماری سنتی ایران

عوامل هویت بخش معماری سنتی ایران

سازه نیوز-گروه هنر و معماری :احمد رضا کابلی :در این پژوهش بر آنیم تا عوامل هویت بخش معماری سنتی ایران از جمله بازار که از مهمترین عوامل می باشدرا مورد بررسی قرارداده وبا آن آشنا شویم.
لازم به تذکر است که چون چون بازارقلب فعالیتهای اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،مذهبی وسیاسی در گذشته بوده وبا استخوان بندی خاص خود با عناصری چون مساجد،کاروانسراهها،حمامها،تیمچه ها،محلات مسکونی ونهایا”با شبکه ای از گذرهها وکوچه ها به منزله شریانهای زنده به نحوی با قلب شهرکه عمدتا”میدان عمومی بوده در ارتباط تنگاتنگ قرار می گرفته.در وا قع بازار کارکرد ونقش برجسته تری نسبت به دیگر عناصر در طول تاریخ و مقاطع گوناگون زمانی عهده دار بوده است.

کلمات کلیدی :هویت،معماری سنتی،بازار

 

 

 

مقدمه:

بازار مهمترین محور ارتباطی وفضای شهری در شهرهای ایرانی در گذشته به شمار می آمده استزیرا بازارهای اصلی ودایمی در هر شهر به طور معمول در امتداد مهمترین راه و محور شهری که از یک دروازه شروع می شد وتا مرکز شهر ادامه می یافت ، شکل میگرفت؛ به عبارت دیگر در وهله نخست یم راه اصلی وپر تردد وجود داشت که فضاهای تجاری و گاه تولیدی در کنار آن تشکیل می شدند  وبه تدریج بازار پدید می آمد.شکل گیری تدریجی بازار به این علت بود که بیشتر شهرهای ایرانی از توسعه یک روستا پدید می آمدند وتنها تعداد انگشت شماری از شهرها به صورت طراحی شده ساخته می شدند.
بر اساس اسناد موجود می توان حدس زد که پیشینه تاریخی بازارها خداقل به چند هزار سال پیش از میلاد می رسد . بازار هر شهر تا اوایل قرن معاصر با سایر فضا های شهری ارتباصی منسجم وارگانیک داشت اما از آغاز دوره معاصر ودر پی توسعه شهرها و ایجاد خیابانهایی برای دسترسی سواره وتعیین الگوههای سکونت و شهرنشینی،ارتباط آن با سایر فضاهای شهری به تدریج گسیخته شد.
از یک سو ، موفقیت وجایگاه شهری بازار وفضاها ومراکز واقع در امتداد آن بوده واز سوی دیگر اهمیت نقش ومنزلت اجتماعی اصناف بازاریان در زندگی شهری موجب شد که بازار تنها یک فضای اقتصادی به شمار نیاید ، بلکه فضایی برای بسیاری از فعالیتهای اجتماعی ازجمله فعالیتهای ملی مذهبی باشد. به همین ترتیب فضای بازار در هنگام برگزاری سگواریها ی مذهبی ، سیمایی خاص می یافت.
نقش وکارکرد اجتماعی بازار تنه ابه موارد مزبور خلاصه نمی شد بلکه غالبا بازاریان به ویژه در دوران اسلامی مهترین تشکیلات صنفی و اجتماعی بودند که بخصو ص درشهرهای بزرگ ، گاه در برابر حکومتها و حکام مستبد ایستادگی می کردند. بنابراین بازار یکی از مهمترین عناصر در دورههای مختلف زمانی بوده است.      
مفهوم هویت
                                                                                                                                                  .
وقتی بحث از هویت پیش می آید، دیدگاههای پیچیده وگاهی متضاددرابعادی گسترده مطرح می شود. دراین یادداشت سعی شده اجماعی ازدیدگاههای صاحبنظران حول مفهوم هویت درارتباط بامسائل اجتماعی وفرهنگی بخصوص معماری مطرح گردد. اریکسون یکی ازجامعه شناسان معروف این مفهوم راقائل به دوبخش می داند. « اول یکی شدن باخود ودیگری مشارکت بادیگران دربعضی ازاجزای ذاتی ». اوفرایند هویت رایک سیستم کنترل می داند که مجموعه ای ازهنجارهاوناهنجارهارادرفر دبوجود می آورد. استوارت هال معتقداست هویت یک رونددرحال شدن است که یک شناسنامه وعامل شناخته شدن است. برخی هویت رایک مفهوم ارتباطی می دانندکه بوسیله تشابه هاوتفاوتهابادیگران مفوم پیدامی کند.
بسیاری ازروشنفکران ایرانی، هویت امروزجامعه ایران رادارای سه لایه فرهنگ دینی، ملی وبالاخره فرهنگ وتمدن مدرن می دانندکه باهم دروجودهرایرانی درگیراست که پیوندمناسب این سه لایه متناسب باروح مکان وزمان درتکامل هویت امروز جامعه ایران مفیدباشد.
عمده ترین نکته ی مفهوم هویت، عوامل موثربرشکل گیری آن است که اززبان « اندرسون » بدین صورت تبیین شده است.
۱-فضای حاکم برفردیاجامعه که درواقع نوعی فضاشناسی ومحیط شناسی فردیاجامعه تلقی می شود.
۲-چرخش یااستمرارروند.
۳-روندهای هویتی همزمان وحتی همزمان گرائی های متفاوت.
اکثرصاحبنظران هویت رامفهومی متغیروشناورمی دانندکه درگذرزمان ودربازخوردباعوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… شکل می گیرد. بررسی سیرتکاملی این مفهوم درمعماری ایران، به عنوان یکی ازکلیدهای اصلی راه گشای امروز مامی باشد.
قبل ازوروداسلام به ایران،معماری ایران تحت تاثیرشرایط مختلف سیاسی، فرهنگی، مذهبی دارای مولفه هاومفاهیم عمیق ومنحصربفردی بودکه ماندگاری آن حکایت ازپایداری این الگوهادرگذرزمان بوده است. باوروداسلام این مفاهیم به صورتی کاملا هوشمندانه وقاعده مندتوسط معماران واندیشمندان بااصول متعالی دین اسلام پیوندخورد. این تلفیق سبب تعالی اصول، مبانی وشکل گیری نوعی معماری هوشمندانه گردیدکه افزون برتکامل هویت معماری ایران، چهره ای ماندگار به آن داد.
بررسی وتحلیل عناصروالگوهای تاریخی معماری ایران، نشان می دهدکه این مفاهیم اگرچه هریک دردوره معینی ازتاریخ این سرزمین خلق شده اند، لکن باحضورممتددردوره های بعدی، تکامل وپالایش یافته ودارای هویتی مستقل اززمان گشته ومفهوم عامی راازیک الگوی معماری ارائه می دهند که شان تجریدی یافته ودارای تصویرذهنی وبارعاطفی است. شایدبه همین دلیل است که درزمان حضوردرچنین فضائی، جایگاه وشان خودرابه مراتب بیشترازآنچه که هست احساس می کنیم.
علاوه بر اصولی مقدماتی( مردم واری – خود بسندگی – پیمون – درون گرائی – کنج و نیاز) عناصری چون آب ، نور ، باد و … در معماری سنتی نقش حیاتی ایفاء می کرده اند . یکی از مسائل مهم در شناخت معماری سنتی ایران انقطاع فرهنگ معماری سنتی و پیدایش گونه هایی از فضا های جدید معماری و شهری است که غالبا با فضا های سنتی کاملا متفاوت هستند ، چونکه بسیاری از معماران بیش از هر چیز به پدیده های شکلی و بصری اندیشیده اند و بسیاری از مسائل ، مباحث و نکات فرهنگی ، تاریخی و اجتماعی رابه اندازه کافی مورد توجه قرار نداده اند.
 معماری سنتی قبل از پیدایش تکنولوژی و مصالح جدید ساختمانی در تمام نقاط کشور و به هر شکل و به هر کیفیت نوع معماری افقی و با هویت بشمار می رفت که در طی سالیان دراز و قرنهای متمادی مصالح و شیوه های فنی ویژه خود را داشت. این نوع ساخت و ساز بومی بسیار بجا می نمود و به موقع و کاملا ارزنده و منطقی و گاه نیز بس شکوهمند بود و هنوز هم بعنوان یک معماری شریف و برخوردار از مقیاس انسانی دارای همان ارزش و اعتبار است . تحلیل معماری ایرانی نشان می دهد که به رغم کثرت و تنوع و پیچیدگی بناها ، اصول و مفاهیم و الگوهایی در طول زمان به گونه های مختلف در این معماری بکار گرفته شده اند افزون بر آن این نتیجه بدست آمده که تکامل معماری ایران بیشتر بر تعالی اصولی و مفاهیم و الگوهای جدید در جریان نوعی فعالیت هوشمندانه و ماهرانه معماری استوار بوده است. با پذبرش این امر ، میتوان در معماری امروز ایران نیز به همان اصول و مفاهیم و الگوها پرداخت و آنها را در جریان یک فعالیت خلاق تکامل بخشید و به پیش برد. با بررسی و تحلیل الگوهای تاریخ معماری ایران و عناصر اصلی تشکیل دهنده آنها این نتیجه حاصل می شود که این عناصر و الگوها اگر چه هر یک در دوره معینی از تاریخ معماری این سرزمین خلق شده اند لکن با حضور ممتد در دوره های بعدی ، تکامل و پالایش یافته و دارای هویتی مستقل از زمان شده اند . مفهوم عامی را از یک الگو و یا یک عنصر در معماری ارائه می کنند که شأن تجریدی یافته و دارای تصویر ذهنی و حامل بار خاطره عاطفی است .
 
با نگرشی بر سایر سبکها و مکاتب معماری ، معماری منفجر شده دوران نهضت (Modernism) بدون هویت و بدون گذشته تاریخی و ریشه فرهنگی قادر نیست که پاسخگوی باور های فرهنگی ایم مرز و بوم باشد و همچنین ناساختارها و ضد ساختار گونه دیکانستراکتیویستها ( Deconstraction ) برای جامعه پایبند به سنتها و میراث فرهنگی ، قابل درک نیست چون هنر معماری اصیل کشورمان هیچگاه با پرخشگری نسل عصیانزده قرن حاضر همراه نشده و متانت و سنگینی بیان خود را حفظ کرده است .
 
ساختمان می باشد. ( بند ۱ ماده ۲ ) امید است طرح این موضوع ، انگیزه ای برای سایر معماران جهت ادامه بحث و همچنین ادامه منطقی و تکاملی تاریخ معماری بسیار با ارزش گذشته مان و مناسب معماری امروز باشد .
معماری سنتی

باوجود همه پیچیدگیهای مفهوم هویت وتلقی های متفاوت صاحبنظران از آن، برکسی پوشیده نیست درمعماری معاصرایران، این واژه دچاربحران گشته وبصورت مفهومی انتزاعی درآمده است. رنگ باختن مفهوم هویت،مختص حوزه معماری نمیباشد،همچنانکه این ضعف درحوزه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی،ملی وغیره مشهودمیباشد.آوازه ایران درمعماری جهان آن چنان طنین افکنده که تاریخ معماری جهان خودراوامدار آن می داند.ازبنای زیگورات چغازنبیل که درحدود ۱۲۵۰ سال قبل ازمیلادمسیح بناشده، تااکنون بیش ازسه هزارسال می گذرد. آنچنانکه درکتابها آمده ،به عنوان تمدنی بزرگ وباشکوه ازپیشتازان علم وفرهنگ وهنربوده ایم.دانشمندان بزرگی چون ابوعلی سینا،ابوریحان بیرونی و … دراین سرزمین زیسته اندوحاصل رنج خودرابه جهانیان عرضه داشته اند. معماران گمنام ایران چنان روحی درکالبدمعماری ایران دمیده اندکه گویی پاسارگادونقش جهان بانفس آنهازنده است. گویی آنها روح ابدی خودرادرمعماری به یادگارگذاشته اند.
امااینک ماکجائیم‌؟ چقدربه تاریخ وهویت خودوفاداربوده ایم؟ آیامسیر آنهاراادامه داده وتلاشهایشان رابه ثمرنشانده ایم یا آنچنان ازقله شکوه فروافتاده ایم که توان نگاه کردن بربلندای تاریخ خودرانداریم؟ شایددرمیانه راه،بلاتکلیف وسرگردان ازحرکت بازایستاده ایم تادستی از آسمان راه ابرمابنماید.
مفاهیم سنتی خودراچقدربه جهانیان عرضه کرده ایم تادرعرصه جهانی گمنام نمانیم؟ غیراینست که به تاریخ خودوامداریم؟براستی مشکل کجاست؟ چرادرعرصه ای که پیشتازبودیم، اکنون ته قافله ایستاده ونظاره گرشده ایم تادیگران راه رابه مانشان دهند؟ آیامدرن زیستن، به معنای فراموشی خود،عاری شدن ازماهیت وجودی ودنباله روی ازدیگران است؟هیچکس منکرتاثیر معماری وشهرسازی بررفتارشهروندان یک جامعه نیست. سیمای شهری ومعماری ما آنچنان ازمفاهیم والای خودتهی شده که آثارش برروح وروان جامعه مشهود است.ساختمانهابافرمها،رنگها ومصالح ناهمگون،آنچنان ناموزون درکنارهم قرارگرفته اندکه انسان رابه فکروادارمی سازد.

بازار

بازار وکیل
از بازارهای شیراز است که در زمان کریم خان زند (۱۱۷۲ – ۱۱۹۳ ه.ق) در شرق شیراز در محله درب شاهزاده، در کنار مسجد وکیل و در شرق میدان شهدا احداث شده است.
معماری این بنا بر گرفته از بازار قیصریه لار و همچون بازارچه بلند اصفهان ساخته شاه عباس کبیر است اما عرض بازار وکیل بیش از سایر بازارهاست. همچنین ۷۴ دهانه طاق ضربی بازار با ارتفاع بیش از ۱۱ متر مرتفع تر از طاق سایر بازارهاست که البته هم اینک به علت خاکریزی کف بازار، ارتفاع طاق ها به ده متر تقلیل یافته است.
این بازار که از نظرمعماری دارای سه فضای عبور و مرور (فضایی برای گذر مشتریان)، حریم مغازه (به ارتفاع تقریبی ۲ پله بالاتر از سطح زمین)، فضای مغازه (محل فروش) است. دارای پنج در بزرگ است که در چهار سوی آن قرار گرفته است. هم چنین شامل دو رشته شمالی – جنوبی و شرقی – غربی است که چون صلیبی یکدیگر را قطع کرده اند. در تقاطع این دو رشته چهار سوق قرار گرفته است که بر روی یک هشتی قرار دارد. این چهار سوق دارای طاق بزرگ ضربی محکمی است و در پای طاق نیز چند ترنج آجرکاری شده است.
در هشتی نیز مغازه هایی چهارگوش در دو طبقه وجود دارد.
تعریف واژه بازار
بازار به معنی محل خرید وفروش وعرضه کالاست. واژه بازلر بسیار کهن است ودر برخی از زبانهای کهن ایرانی وجود داشته است. بازار در فارسی میانه به صورت وازار وبا ترکیبهایی مانند وازارک (بازاری)وازارگان (بازرگان)به کار می رفته(پروشانی ، ص ۳۰۵)ودر پارتی به صورت واژار مورد استفاده قرار گرفته است.(همان،ص ۳۰۵) این واژه ایرانی به زبان برخی ازسرزمینهایی که با ایران تبادلات بازرگانی داشتند ، مانند سرزمینههای عربی ، ترکی ،عثمانی وبرخی از کشورهای اروپایی راه یافته است.
دهخدا اظهار داشته که بازار از واژهء پهلوی واکار اخذ شده است. واژه فرانسوی بازار از پرتقالی گرفته شده وآنان این واژه را از ایرانیان گرفته اند در زبان فارسی بازار به عنوان اسم مکان به معنی محل خرید وفروش کالاست وبا وخود آن که این واژه امروزه بیشتر در مورد باززارهای دائمی ، اصلی وقدیمی شهرهای کهن وتاریخی به کار می رود،در گذشته گاه به صورت ساده وگاه با پیشوندها ویا پسوند هایی به معنی مکان خرید وفروش به طور مطلق بوده است.واژه بازار در ادبیات  فارسی مفهومی وسیع وگسترده دارد وبه معنی محل شلوغ وپر ازدحام؛ اعتبار واهمیت اشخاص وغیره به کار می رقته است.
 نحوۀ نام گذاری بازارها
برای هر بازار یا عناصر مهم و اصلی آن مانند راسته های اصلی یک نام وجود داشت که آن بازار به آن نام خوانده می شد. باید توجه داشت که واژۀ بازار به عنوان فضایی برای داد و ستد با دو مفهوم به کار می رفته و می رود. در وهلۀ نخست این واژه یک مفهوم کلی و جامع دارد و آن برای نامیدن مجموعه بازار یک شهر به کار می رود.
برای مثال وقتی که به بازار وکیل اشاره می شود منظور مجموعۀ بازرگانی – خدماتی عظیم و بزرگ بازار وکیل است، در حالی که بازار وکیل از راسته های تخصصی گوناگونی تشکیل شده است که برخی از آنها را نیز بازار می نامند، مثلاً بازار زرگرها، بازار کفاش ها (ارسی دوزها)، بازار بزازها و غیره.
راسته های تخصصی بازارها گاهی اوقات به نام کالایی که در آنها عرضه می شد، نامیده می شدند، مثلاً بازار مرغ، بازار اسب. اما در بیشتر موارد بازارها به نام پیشۀ اصناف آن نامیده می شدند، مثلاً بازار مسگرها، بازار گونی فروش ها، بازار صحاف ها، بازار صرافان. گاه بعضی از بازارها را به نام مکان یا فضای معماری مهمی که در کنار آنها وجود داشت، می نامیدند، مثلاً بازار مسجد جامع، بازار بین الحرمین در تهران، بازار خندق، بازار دروازه.
در مواردی یک راسته بازار یا یک کاروانسرا با توجه به موطن بازرگانان یا پیشه وران شاغل در آن نامگذاری می شد، مانند کاروانسرای خراسانیان در اصفهان(شاردن ، ص ، ۱۹۰) و بازار کرمانیان در نیشابور در دورۀ غزنویان(باسورث ،ص، ۱۵۰)یا بازار تبریزی ها در یزد(افشار، ۱۳۵۴،ص،۷۶۵) این نامگذاری به این دلیل بود که گاه در گذشته پیشه وران شاغل در یک یا چند حرفۀ مرتبط با هم، بر اساس موطن خود در یک راسته یا کاروانسرا مستقر می شدند.
برای راسته ای از بازار یا کاروانسرایی که کالاهای گرانبها و ظریف در آن عرضه می شد، غالباً نام هایی خاص در نظر می گرفتند. در برخی از شهرهای ایران برای این منظور از واژۀ قیصریه استفاده می کردند. گفته اند که این واژه از کلمۀ قیصر به معنی سزار یا از تحریف واژه آلمانی قیصر مشتق شده است(شاردن،ص،۱۳۱).
در بغداد بازاری برای عرضه کالاهای لوکس و عالی وجود داشت که به بازار عروس شهرت یافته بود(۵۷). اندازۀ برخی از خصوصیات کالبدی بازار نیز ممکن بود موجب نامگذاری آن شود، مانند بازارچه بلند در اصفهان و بازار بزرگ در تهران. زمان تشکیل بازارهای ادواری نیز در نامگذاری آنها غالباً اهمیت داشت و بیشتر آنها به این ترتیب خوانده می شدند، مانند جمعه بازار، شنبه بازار، دوشنبه بازار. مکان و فضای تشکیل بازارهای موقت در نامگذاری آنها مؤثر بود.
در این موارد بیشتر از پسوند «گاه» استفاده می کردند و غالباً منظور از بازارگاه، بازاری بود که در فضایی باز در شهر یا در یک میدان یا حومۀ شهر تشکیل می شد. سلسله مراتب مکانی – شهری بازار نیز موجب نامگذاری آنها می شد، مانند واژه بازارچه که بر اساس متون دو قرن اخیر هم برای بازارهای کوچک محله ای و هم برای بازارهای کوچک ناحیه ای مورد استفاده قرار می گرفت.
عناصر و فضاهای شهری و ارتباطی
راستة اصلی
بازارهای اصلی ایرانی غالباً به شکل خطی و در امتداد مهمترین راه و معبر شهری شکل می گرفته است ، به هین سبب مهمترین بخش و عنصر اصلی یک بازار ، راستة اصلی آن است . یک راسته بازار در ساده ترین شکل با دکان های واقع در دو سوی آن شکل می گرفت . بسیاری از بازارها به تدریج ساخته می شدند و توسعه می یافتند و به هین دلیل امتداد راستة این بازارها به پیروی از صورت معابر غیر مستقیم و به شکل ارگانیک بوده است . شمار اندکی از بازارها که توسط حاکم یا افراد خیرخواه ساخته می شد ، مستقیم و و طراحی شده بود . در امتداد یک راستة اصلی اصناف گوناگونی مستقر می شدند ، به این ترتیب که هر صنف در بخشی از راستة اصلی جای می گرفت . در بعضی از شهرهای بزرگ دو یا چند راستة اصلی به صورت موازی یا متقاطع پدید می آمد .

راستة فرعی
بازارهای شهرهای بسیار کوچک تنها از یک راستة اصلی تشکیل می شود راستة فرعی به صورت موازی یا عمودی بر راستة پدید می آید که حاصل توسعة بازار در معابر فرعی بوده است . شمار معابر شهری در هر بازار به رونق و توسعة فعالیتهای اقتصادی در آن شهر بستگی دارد . اغلب موارد راسته های فرعی هر کدام به یکی از اصناف یا پیشه وران اختصاص می یافت و کالای خاصی در آن عرضه می شد . ارزش مکانی و اقتصادی راسته های فرعی غالباً کمتر از     راستة اصلی بوده است .
داالان
دالان یکی از فضای ارتباطی است که غالباً در فضاهای معماری به شکل خطی نقش رابط بین فضای بیرونی با فضای درونی ساختمان یا تنها بین فضاهای درونی بنا را دارد . دالان در بازارهای بزرگ نیز یک فضای ارتباطی است و غالباً به صورت کوچه یا راسته ای کوچک و فرعی است که از یک سو به راستة دیگر و از سوی دیگر به یک کاروانسرا مربوط است و به طور معمول در دوسوی آن تعدادی حجره و دکان وجود دارد . در بازار تهراهن شمار زیادی دالان وجود دارد .
چهار سو
محل تقاطع دو راستة اصلی و مهم بازار را چهارسو می نامند . در بعضی از موارد در محل برخورد دو راستة طراحی شدة بازار غالباً فضایی طراحی شده به صورت چهارسو می ساختند که به سبب موقعیت ارتباطی آن ، ارزشمند به شمار می آمد . چهارسوی بزرگ بازار بزرگ اصفهان و چهارسوی بازار لار ، چهارسوی بزرگ بازار تهران ، و نیز چهارسوی بازار کرمان و چهارسوی بازار بخارا را از نمونه های خوب باقی مانده به شمار می آیند .
باید توجه داشت که به هر تقاطعی که از محل برخورد دو راستة بازار ایجاد می شد ، چهار سو گفته نمی شد ، بلکه تنها برخی از این فضاها را که از لحاظ موقعیت شهری و اقتصادی مهم بودند ، چهارسو می گفتند .
در برخی از دوره های تاریخی به پیروی از واژة عربی سوق به معنی بازار ، به جای چهار سو از واژة چهار سوق استفاده می کردند.
میدان
در کنار یا امتداد بعضی از بازارهای مهم در شهر های بزرگ یک میدان شهری یا ناحیه ای وجود داشت ، زیرا بازار مهمترین راه و معبر شهر بود و در بیشتر موارد با یک میدان شهری مرتبط بود . بازار بزرگ اصفهان با دو میدان ، سبزه میدان ( میدان کهنه ) و میدان امام ( نقش جهان ) مرتبط است . در کنار قسمتی از بازار کرمان ، میدان گنج علیخان وجود دارد . سبزه میدان در کنار بخشی از میدان تهران بود و هنوز قسمتی از فضای آن باقی مانده است .
میدان خان در یزد از این نوع میدانها بشمار می آید . گاه در امتداد بازار یک یا چند میدانچه وجود داشت که در مواردی در قرن های اخیر بعضی از این نوع میدانچه ها را تکیه یا حسینیه نیز می نامیدند .نمونه های از آن را هنوز در بازار سمنان و بازار تجریش می توان دید .
جلوخان
جلوخان به عنوان یک فضای شهری عبارت از فضایی ارتباطی به شکل یک میدانچه است که از چهار یا سه طرف محصور و دارای فضای ساخته شده است و به عنوان یک فضای ورودی ، مکث و تجمع مورد استفاده قرار می گرفت . جلو خان اصلی مسجد امام ( شاه ، سلطانی ) در بازار تهران که یک جبهة آن تغییر شکل یافته و هنوز سه جهبة آن کما بیش مانند گذشته است ، و جلو خانهای مسجد النبی (ص)( شاه ) در بازار قزوین که مقداری تغییر شکل یافته اند و جلوخان سر در قیصریه در بازار اصفهان از نمونه های باقی ماندة جلوخانهای بازار به شمار می آیند . جلوخان مسجد جامع یزد که در بازار این شهر بود تغییر شکل یافته و از میان رفته است .
کمپفر دربارة جلو خان سردر قیصریه در بازار اصفهان چنین اظهار داشته است :
« آن قسمت از میدان که به طرف مدخل بازار است در اختیار عموم قرار دارد . در اینجا خرده فروشان ، سمسارها ، آب نبات فروشها ،پاره دوزها و اسلحه سازها جمع شده اند و بخصوص مسگرها و قلع کارها و از آنها گذشته هنر پیشگان ، دلقک ها ، کشتی گیرها ، شاعران و مردمی سرگردان از این قبیل گرد آمده اند. » (کمپفر،ص،۱۶۵)
عناصر و فضاه های معماری بازار
حجره

 (دکان ) حجره یا دکان را می توان ساده ترین  وکوچکترین ، اما مهمترین عضو و فضای بازار دانست . شماری از حجره ها یا دکان ها وقتی که به صورت خطی در دوسوی معبری قرار        گیرند ، یک راسته بازار را پدید می آورند . مساحت حجره ها بسیار متفاوت و به طور متوسط از ده تا بیست و پنج متر مربع بوده است . حجره های واقع در طبقه همکف و هم تراز با سطح معبر به طور معمول نقش یک مغازه یا دکان را داشت که کالاهایی در آن عرضه می شد ، در حالی که حجره های واقع در طبقه واقع در طبقه فوقانی بازارهای دو طبقه بیشتر به عنوان دفتر کار و فضای اداری یک تجارت خانه مورد بهره بهرداری قرار می گرفت . بعضی از حجره های واقع در طبقه فوقانی بازارها نیز به عنوان کارگاه استفاده می شد .
بعضی از حجره های بازار کمی ( در حدود پنجاه تا هفتاد سانتی متر ) از سطح معبر بالاتر بودند . حجره های بازار وکیل شیراز هم اکنون چنین وضعی دارند . در این حالت در برخی موارد در زیر هر حجره یک انبار می ساختند .

تیمچه
واژه «تیم» به معنی کاروانسرا بوده است ، چنان که ناصر خسرو در سفر نامة خود از این واژه استفاده کرده است (ناصر خوسرو،ص،۱۱۵)و تیمچه به معنی تیم کوچک یا کاروانسرای کوچک بوده است اما در    دورة معاصر به کاروانسراها یا سرای کوچک و سرپوشیده ، تیمچه می گویند ،مانند تیمچه گمرک در بازار وکیل شیراز . این خصوصیت کالبدی تیمچه ها ، یعنی سرپوشیده بودن آنها ، فضای مناسبی برای عرضه کالاهای گرانبها مانند فرش دور از آسیب باد و باران و آفتاب پدید می آورد . به همین سبب فضای تیمچه ها غالباً نسبت به کاروانسراها از لحاظ اقتصادی گران تر بوده و برای عرضة اجناس ارزان قیمت از آنها استفاده نمی کردند . در دورة قاجاریه طرح های متنوعی از ترکیب تیمچه و کاروانسرا پدید آمد و نمونه های متعددی از چنین فضاهایی ساخته شد .

انواع فضاهای عمومی
به سبب آن که بازار اصلی و دائمی هر شهر مهمترین راه ارتباطی و عمومی شهر به شمار می آمد و بیشترین رفت و آمد در آن صورت می گرفت ، بسیاری از فضاهای عمومی شهر در کنار راستة اصلی بازار یا با فاصلة اندکی از آن ساخته می شد .
برای مثال می توان به مسجد جامع اشاره کرد که به طور معمول در کنار بازار – مگر در موارد خاص – ساخته می شد . به همین دلیل در بیشتر شهرهای تاریخی کشور که ساختار تاریخی و کهن بافت قدیمی شهر کاملاً دگرگون نشده است ، استقرار مسجد جامع را در درون یا کنار بازار شهر هنوز می توان مشاهده کرد . بسیاری از مدرسه های علمیه و سایر فضاهای آموزشی ، اداری و عمومی مانند دارالضرب ، زورخانه ، و حمام در کنار بازار ساخته می شد.

 

 

 
منابع:

۱٫ پروشانی، ایرج . ((واژه بازار)) ، دانشنامه جهان اسلام ، مقاله بازار ، ص ۳۰۵٫
۲٫ همان ۳۰۵٫
۳٫ شاردن . سفرنامه شاردن، قسمت اصفهان ، ص۹۰٫
۴٫ باسورث. تاریخ غزنویان ، ص ۱۵۰٫
۵٫ افشار ، ایرج . یادگارهای یزد ، ج۲ ، تهران ، انجمن آثار ملی ، ۱۳۵۴ ، ص ۷۶۵٫
۶٫ شاردن . سیا حتنامه شاردن ، ج۷ ، ص ۱۳۱٫
۷٫ کمپفر ، انگلبرات . سفرنامه کمپفر ، ص ۱۹۴٫
۸٫ موزر ، هنری . سفرنامه ترکستان وایران ، ترجمه علی مترجم ، به کوشش محمد گلبن ، تهران ، سحر ، ۱۳۵۶، ص ۲۴۰٫
۹٫ مصتوفی بافقی ، محمد مفید . جامع مفیدی ، به کوشش ایرج افشار ، ج۱ ، تهران ، اسدی ، ۱۳۴۲٫

 

۹ نظر

  1. با سلام خدمت استاد گرامی جناب مهندس احمد رضا کابلی
    مطالبتان بسیار ارزنده و مفید بوده ،باشد که گامی نو در این عرصه باشد.
    اگر ممکن است در مورد معماری سنتی دزفول مطالبی را در اختیار ما بگذارید با تشکر.

  2. خانم نیسی - جهاد دانشگاهی

    مطالب خیلی خیلی مفید بودن.

  3. با عرض سلام و احترام
    مطالب ارائه شده جامع، مفید و آموزنده بود. با تشکر از زحمات شما.

  4. با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم جناب آقای کابلی
    مقالۀ ارائه شده پیرامون موضوع بازار بسیار کامل و مفید بود و از مطالعه آن بسیار بهره بردم. با تشکر از وقتی که برای ارائۀ آن و افزایش سطح علمی ما گذاشته اید.

  5. ماندانا مهدیان

    با عرض سلام و احترام . مطلب ارائه شده بسیار مفید و آموزنده است.
    با کمال تشکر از زحمات بی دریغ شما استاد گرامی.

  6. مهدی قاسمی وناصر چناری

    با عرض سلام
    واقعا مطالب ارزنده وپر باری بودن منتظر مقالات بعدی شما هستیم

  7. ابوذر صادقی

    عالیه اصولا همچی در مورد سنت عالیه خواه بازار باشه و خواه مسجد که نمونه بارز و اوج و شکوفایی هنر ایرانی مساجد هستند و خواه مواردی همچون خانه ، مدرسه ، حمام و غیره کلا معماری سنتی ایرانی چه قبل از اسلام و چه بعداز اسلام باعث افتخاره تمام ایرانی هاست. دست شما درد نکنه که در زمینه معرفی و آشنایی دیگران با این هنر با ارزش و گرانقدر تلاش میکنید . برای من به شخصه مفیده انشالله همه دوستان استفاده کنند.

  8. با سلام :
    واقعا مطالب ارزنده وپر باری بودن منتظر مقالات بعدی شما هستیم

  9. خوشحالم که استادی مثل شما دارم .بسیار جامع بود..لطفا اگر امکانش هست راجع به معماری غرب هم مطلب بزارین..

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت سایت سازه نیوز در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Scroll To Top